افزایش روزافزون جرایم در فضای سایبر؛

 رهاورد نافهمی و بدفهمی دموکراتیک

                                                                       محمدجعفر ساعد

                                                             دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی

کلام اول

هر روز که سری به رسانه های خبری نوشتاری و سایبر می زنیم، فراوانی جرایم سنتی و نوین در فضای سایبر را بیش از پیش به دیده می بینیم. توهین و نشراکاذیب به قهرمان کاراته، توهین به مقدسات برای سرگرمی، درج عکس های دوستان عشقی و دلبران و دلباختگان ناکام میدان عشق، و نمونه هایی از این دست تنها برگ نخستین دفتر جرایم در فضای سایبر هستند. این فراوانی از چه رهگذری است و به چه علت؟ چرا شهروندان ایرانی همین که پا در محیط مجازی می گذارند بی محابا هرچه دل تنگشان می خواهد جامه عملی می پوشند و خالق پدیده های سنتی و نوین جنایت می شوند؟به نظر شما ضعف فرهنگی داریم؟ روانپریشیم؟ روان نژندیم؟ آرمانگراییم؟ واقع بینیم؟ کوتاه سخن اینکه مشکل کجاست؟

 جان کلام

ما فرهنگ ناظر بر محیط مجازی را آنگونه که باید و شاید نیاموخته ایم و درک درستی از وجود ضابطه در عرصه مجازی نداریم.

- ما فرهنگ سایبر را بدرستی نیاموخته ایم!

ما شهروندان ایرانی که در جامعه ای با بافت فرهنگی سنتی گذران عمر کرده و در دامن نظامی سیاسی تمامیت خواه رشد کرده ایم، طی یکی دو دهه اخیر با دنیایی مجازی مواجه شده ایم که تصور می کنیم از رهگذر آن، ورای محدودیت ها و الزامات تمامیت خواهی نظام سیاسی می توانیم در کنج قفس گونة اتاق خویش هر آنچه می خواهیم بیانگاریم و هر آنچه مطلوب شنیدار می پنداریم، به زبان آوریم. این گونه ویژگی بارز فضای مجازی به مثابه رهگذری برای فرار از محدودیت های موجود که چون طوقی وزین طی چند هزار سال بر گردن فرهنگ و اندیشه ایرانی ما سنگینی کرده، ما را به این توهم رسانیده است که فضای مجازی، همان رهگذر آزادی است که دیرزمانی از آن محروم بوده ایم و از این روی، بباید دست بکارشد و عقده های چندین هزارساله را با گفتار و کلام، برون ریزی کرد. بدون تردید، ما شهروندان ایرانی در سده بیست و یک، با دو پدیده رویاروی بوده و این رویارویی دوگانة پدیده ای، ما را به تشویشی ذهنی دچار کرده است:یکی، ظهور محیط مجازی است و دیگری، ظهور و رواج هرچه پیشتر اندیشه های دموکراتیک در دنیای انسانی. شهروندان ایرانی که در فرهنگ استبدادپذیر چندین هزاره ساله رشد و نمو یافته اند، از یک سو با همجه اندیشه های دموکراتیک طی چند دهه اخیر رویاروی می شود و از سوی دیگر به ناگاه یک دنیای مجازی را پیش روی خود می بینید که می تواند در آن محیط، بگوید و بشنود و بخندد و گریه کند. یعنی، هم بخندد و هم بخنداند و در مقابل هم بگرید و هم بگریاند. وانگهی، هم مرتکب توهین و نشر اکاذیب و کلاهبرداری و اخاذی و از این دست رفتارهای جنایی شود و هم بسان شهروندی قانونمدار، مسیرهای قانون مداری و حاکمیت قانون و پیشگیری از جرایم را به دوستان مخاطب و مرتبط خویش بیاموزد و گوشزد کند. اما عدم درک درست از آموزه های دموکراتیک از یک جهت و درک نادرست نسبت به محیط مجازی و ضوابط حاکم بر این دو مقوله، باعث شده است که در محیط مجازی، رهگذری ناصواب و کژمدارانه را به سهولت و بی هیچ دغدغه ای دنبال کنیم و با نام آزادی که به صورت غلط و کج اندیشانه در ذهن پرورانده ایم و ناشی از درک غلط اندیشه های دموکراتیک است، دست به رفتارهای نامبارکی بزنیم و از این طریق، به هم میهنان خود در عرصه ملی و بین المللی صدمه وارد کنیم.

درک نادرست نسبت به محیط مجازی و تصور محیط مجازی به عنوان دنیایی آزاد و رها از هر گونه محدودیت در گفته ها و ناگفته ها یکی از معضلات جامعه مجازی امروزی ماست. متاسفانه ما شهروندان ایرانی در محیط سایبر، بدون توجه به هیچ ضابطه ای اخلاقی و قانونی، روی به هرگونه رفتاری می آوریم که در همان آن، به ذهن مان خطور می کند. این مساله ناشی از درک نادرستی است که از محیط سایبر داریم. محیط مجازی، اگرچه مجازی است، به این معنا نیست که ناگفته ها را به قلم آورد و ناشنوده ها را به زبان راند. محیط مجازی نیز امروزه در کنار محیط خارجی و عینی دنیای انسانی، از همان ضوابطی بهره مند است که در محیط خارجی ما رعایت آنها برای ما ضرورت دارد و عدم پیروی از آنها برابر با مسئولیت کیفری و مدنی. شهروند ایرانی بدان سان که درک نادرستی از این محیط داشته و آن را بی ضابطه و بدون محدودیت تلقی می کند، حریم خصوصی دیگر شهروندان ایرانی را می شکند، بی دغدغه رو به توهین و نشر اکاذیب دیگر ایرانیان می آورد و از هیچ دروغ و ناسزایی دریغ نمی ورزد.

پیش بینی رفتارها و گفتارها در محیط سایبر به عنوان جرم، واجد این پیام است که محیط سایبر بدون فرهنگ نیست. هر آنکس که پا در میدان سایبر می گذارد باید در نظر، این فرهنگ را آموخته و در عمل بدان رنگ و لعاب عینی ببخشد. کاربر محیط مجازی باید با اندیشه رعایت حق های بشری و ضرورت پیروی از حقوق شهروندی گام به عرصه مجازی بگذارد و هر آن، در رفتار و گفتار خویش ضمن توجه به این گزاره ها، اخلاق و عفت عمومی را نیز مطمح نظر داشته باشد. به حقیقت، چنین پیامی بدین معناست که محیط مجازی هم قانون دارد!

- محیط مجازی هم قانون دارد!

حقیقت امر این است که محیط مجازی هم بسان محیط خارجی و ملموس برای همگی ما، قانون دارد، از ضوابطی پیروی می کند و برای کاربران آن، الزامی داشته و مسئولیت به همراه می آورد. ناآگاهی شهروندان نسبت به مسئولیت آنان نسبت به گفتار و رفتار خود در محیط مجازی، رهاورد همین کج اندیشی ما در باب محیط مزبور و بی قانونی اندیشی در قلمرو آن است. ما چنان می اندیشیم که اولاً آزاد هستیم، یعنی در رفتار و کردار و گفتار خود آزادیم و در نتیجه، در محیط سایبر هم با این اندیشه غلط، رفتار و کردار و گفتار خود را جهت می دهیم و جامه عمل بر تن آن می کنیم.

آیا آزادی اندیشی و آزادی در رفتار و گفتار به این معناست؟ آیا آزادی در رفتار و گفتار ما بی حد و حصر است؟ آیا محدودیت در رفتار و گفتار ما صرفاً در عالم خارجی و محیط ملموس امروزی ماست؟ نه آزادی انسان، به معنای گفتن و عمل کردن مطلق و بی حد و حصر اوست و نه محیط سایبر با محیط طبیعی از نظر رفتار و گفتار متفاوت از محیط خارجی ماست. انسان به حکم انسان بودن، چون در محیط اجتماعی و به واقع در کنار دیگران که دارای منافعی متعارض با هم اند، رشد و نمو یافته و گذران عمر می کند، چنان باید رفتار کند که خود را شایسته آن رفتار ببینید. یعنی، رفتاری از خود نشان دهد که از دیگران انتظار دارد؛ توهین به یک شهروند در محیط مجازی به همان اندازه زشت و دارای مسئولیت کیفری برای ماست که در محیط خارجی. نشر اکاذیب و اخاذی در محیط مجازی نیز درست مانند محیط خارجی و عینی، جرم است و رفتاری مجرمانة مستوجب مجازات برای مرتکب آن. از این روی، ما باید بدانیم که هرگونه رفتار و گفتار ما در محیط سایبر، مسئولیت زاست و هرکس در این قلمرو، مرتکب رفتار یا گفتاری شود که در قانون، وصف جرم بدان داده شده است، باید پذیرای مجازات مقرر برای آن رفتار یا گفتار خود باشد. 

کلام آخر

اگر از این همه جرایم روزافزون در محیط مجازی، هراس داریم و نگرانیم، باید پرده اندیشه های نادرست را بدریم و سرطان کج باوری را ریشه کن کنیم! اگر این هراس ما دوچندان است، باید شعارهای بی نظیر را به کناری واگذاریم و دامن عمل و رفتار راستین را دو دستی بچشپیم. اگر برای ایران امروزی خود دلِ سوخته ای داریم و از شعله های جهلِ به این حقیقت می سوزیم و می سازیم، چشم های خویش را باید بشوییم و جور راستین باید ببینیم. واقعیت را ببینیم و برای رهایی از این بیماری خشک اندیشی و مرضِ برداشت پیشگیِ نابخردانه، تصمیم آینده ساز بگیریم.

بیایم از خود شروع کنیم! اگرچه دولت در این زمینه وظیفه دارد تا «فرهنگ نحوه استفاده از محیط سایبر» را آموزش دهد، اگرچه تدابیری در این زمینه اتخاذ شده باشد یا نه، بیابیم باخود شروع کنیم، خود رابشناسیم و در این زمینه خود را آموزش دهیم. ما نیز در کنار پذیرش الزامات دولت در زمینه آموزش شهروندان ایرانی برای بهره گیری درست از محیط مجازی، در قبال خود و جامعه خود تکلیف داریم. بیاییم، با هم و برای هم بیاندیشیم و عمل کنیم، برای هم ارزش قایل شویم و دیگرپسندی را بسان خودپسندی، ارزشمند بیانگاریم و با رعایت حقوق شهروندی خود در محیط سایبر، آزادی در اندیشه و رفتار را در کنار هم به نظاره گران مان نشان دهیم. بیاییم از برنامه های نامرئی دولت در این زمینه پیشی بگیریم و گردن ستبر دولت را دیوار کوتاه برای توجیه بی توجهی به خود نپنداریم و خود، هنگامه همت بیافرینیم و جنب و جوشِ خودجوشِ خویشینِ خویش را جوششی دیگر و کوششی مضاعف بخشیم.

بیاییم بیاموزیم که چون در محیط سایبر هستیم و هیچ کس در پیرامون ما نیست، معنایش این نیست که از آنان که دل خوشی نداریم و کینه به دل داریم، بد بگوییم و سیمایی بد بسازیم. بیاموزیم که محیط مجازی، بیش از آنکه مکانی برای تخلیه عقده های روانی منفی ما باشد، می تواند عقده های روانی مثبت ما را به مقصود نزدیک کرده و چه بسا به مطلوب برساند. بیاییم بیاموزیم که محیط سایبر نیز به مانند محیط خارج ما، دارای ضوابط است و درست مانند محیط فیزیکی برای رفتار و کردار ما مسئولیت آور. بیاییم بیاموزیم که رفتار و کردار و گفتار ما در محیط سایبر نیز به مانند محیط طبیعی، نشانه شخصیت ماست. بیاییم بیاموزیم که چشم ها و گوش ها در محیط مجازی، چندین هزار برابر بیشتر از چشم و گوش مخاطب ما در محیط طبیعی است و اگر رفتار ما در محیط طبیعی، تنها به وسیله اشخاصی که در آن مکان حضور دارند، قابل رویت است و اندک شمار، در محیط مجازی، اشخاصی که امکان رویت رفتار خوب یا بد ما را داشته باشند، بی شمار اند.

بیاییم بیاموزیم رعایت حق های بشری و حقوق شهروندی در هر مکان و زمانی برای ما ضروری است و باید در اولویت باشد. بیاموزیم که محیط مجازی نیز امروزه بخشی از جامعه انسانی در معنای عام آن است و ما کاربران این محیط مجازی، به منزله شهروندان آن محیط مجازی هستیم که باید اخلاق عمومی آن را رعایت کنیم و از رهگذر رفتار و گفتار خود، ضرورت حقوق شهروندی دیگر کاربران آن را به رسمیت بشناسیم.