افزایش جرم رابطه نامشروع در میان دختران

 و تحلیلی جرم شناختی

                                                                       محمدجعفر ساعد  

                                                                               دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی        

کلام اول

مدیرکانون اصلاح و تربیت تهران با تشریح آمار مددجویان، نوع جرایم و فراوانی آن در میان کودکان و نوجوانان تهرانی اعلام کرد که جرم ۸۰ درصد دختران معرفی شده به کانون اصلاح و تربیت، روابط نامشروع و فرار از منزل است. به گزارش مهر وی افزود: از سال ۱۳۸۰ تا پایان شش ماهه نخست ۱۳۹۰ نتایج بررسی آمارها نشان می‌دهد، جرایم در حوزه کودکان و نوجوانان به ترتیب در زمینه سرقت و اخاذی ۲۸ درصد، ضرب و جرح ۱۸ درصد، موادمخدر و اعتیاد ۱۲ درصد بوده است و مابقی جرایم فردی هستند. همچنین نزدیک به ۵۰ درصد از جرایم دختران مربوط به روابط نامشروع و ۳۰ درصد مربوط به اتهام فرار از منزل است. حدود ۸۷ درصد از کودکان برای نخستین بار و بدون سابقه کیفری وارد کانون اصلاح و تربیت می‌شوند.

جان کلام

خبر مزبور حاکی از این است که جرم 80درصد از دختران ایرانی که در کانون اصلاح و تربیت بسر می یرند، فرار از منزل و روابط نامشروع است. علل و عوامل این مساله در جامعه ایرانی امروزی ما چیست و کدامند؟ به نظر نگارنده با نگاهی جرم شناختی و جامعه شناختی جنایی به این مساله، می توان موارد زیر را به عنوان علل و عوامل این مساله درنظرگرفت.

ü      کاهش اخلاق گرایی در میان نسل های جدید

تعارض های رفتاری از منظر اخلاقی در جامعه امروزی مان، عنصری بسیار مخرب برای اخلاق دیرینه ما و عاملی نه چندان مثبت برای روی آوری دختران و فرزندان این آب و خاک به مسیرهای صداخلاقی شده است.می توان به جرات گفت که در وضعیت اجتماعی کشورمان، ما همواره آموزش اخلاق و ارزش های اخلاقی را از رهگذر امور سلبی و به واقع نهی از منکر می آموزیم و دست کم قدری به آموزش این مساله از راه ایجابی و مقبت نمی پردازیم، با اینکه امر به معروف نیز داریم و بدان متوسل می شویم اما در عمل همواره «نهی از منکر» است که خودنمایی می کند. به نظر می آید که باید مسیر را تغییر داد و این باند دوطرفه را هر دوفعال کرد و در این میان، توانی مضاعف به باند امر به معروف بخشید.

ü      شکاف بیش از اندازه بین نسلی (میان فرزندان و والدین)

پیشرفت های روزمحور علم و دانش بشری در گستره های مختلف، شکاف بی نسلی را هر روز بیشتر و بیشتر می کند. این شکاف، ناشی از تغییر ارزش ها و هنجارهای نسلی های بعدی با نسل های پیشینی است. از این روست که نسل ها بعضاً همدیگر را نمی فهمند و درک نمی کنند. هرچه میان این نسل ها فاصله باشد، عدم درک هم نیز فاصله می گیرد.

تحولات اجتماع جهانی در عرصه علوم و فن آوری که خبررسانی و مبادله اطلاعات سریع و چند ثانیه ای از تبعات آن است. با پیشرفت های روزانه انسان در عرصه الکترونیک و اینترنت دیگر نمی توان بسان گذشته انتظار کنترل فرزندان و خانواده از رهگذر راهبرد از راه نزدیک را داشت؛ رد و بدل چند ثانیه ای خبرها و اطلاعات علمی و عملی روزانه در سراسر جهان از این رهگذر دیگر مجالی برای پاره ای از آموزش های سنتی باقی نگذاشته و اگر شیوه های آموزشی همخوانی با این عرصه پیشرفت نداشته باشند، پیامدها بدان سان که می تواند مثبت باشد، چه بسا پیامد منفی اش بیشتر هم باشد.

ü      حرکت جامعه جهانی به سوی دنیایی هرچه بیشتر مادی گرا

جامعه جهانی امروزی اناسانی ره بسوی مادی محور داشته و چندین دهه است که در این مسیر گام برداشته است. این مسیرگزینی بدان سان که بر تحولات اجتماعی و فرهنگی جوامع غیر اسلامی تاثیرگذاشته، جامعه ایرانی نیز از آن مصون نبوده و به قدر خویشن تاثیرگرفته است. در چنین فضایی که ارزش های اخلاقی نیز زمینی شده و جلوه آرمان گرایی اش را در حداکثر میزان خود از دست می دهد، اعمال انسانی زودگذر و مبتنی بر غریزه رجحان یافته و ارزش های اخلاقی ماورایی و ایداه آۀی به گوشه ای رانده می شوند. این چنین است که اعمال انسانی که غریزه، راهنمای آنهاست فعل و انفعال بشر امروزی می شود و جرایم جنسی که مبتنی بر غریزه شهوانی بشر است و میل دوچندان نسبت به سایر غرایز دارد، از پس چرده برون می جهد و دامان خردسالان و نوجوانان دختر و پسرمان را فرامی گیرد. رهگذر برون رفت از این بحران اخلاقی چیست؟

ü      تحولات سیاسی و اجتماعی در داخل جامعه ایرانی

طی دو دهد اخیر در ایران ما تحولات اجتماعی و سیاسی کم نبوده و به همین خاطر پیامدهای آنها نیز کم نبوده است. جدای از سیاست های اتخاذی نظام سیاسی کشورمان، در بطن و متن اجتماع، تحولاتی که ناشی از تحولات جهانی بوده، از جمله ناشی از رشد پردامنه علوم و فناوری ها بوده، اینترنت به میزان وسیعی در اختیار شهروندان قرار گرفته، دسترسی آنها به این ابزار مبادله ای اطلاعات، آسان شده، خبررسانی ها با سرعت پیش از اندازه ای صورت گرفته، اطلاعات علمی و وقایع عملی بشری به سرعت چند ثانیه ای مبادله شده و مواردی از این دست، بر اندیشه و خاطر و فکر شهروندان ایرانی تاثیر بسزایی داشته و در این میان این تاثیر بر نوجوانان و فرزندان دونسل پیش بیش از همه کارگر افتاده است. این مساله در کنار انتخاب کاروان مادی محوری که جهان امروزی برگزیده و اخلاق مادی گرا را در عمل و نظر ترویج نموده، باعث شده است که ارزش های اخلاقی انسانی بیش از پیش، مادی شده و مقوله برتری غرایز انسانی و تامین آنها را به پیش کشد. چنین تحولاتی، منجر شده که پاسه و بنیاد اندیشه های نوجوانان بیش از آنکه آرمانی و متافیزیکی باشد، مادی و زمینی شده و در نتیجه، به اعمالی روی آورند که مبتنی بر اندیشه های مادی و غریزی بشری است.  

ü      افشا و رواج جرایم جنسی و تجاوزهای جنسی در کشور

در طی دهه اخیر،  وقایع مخرب و ناخوشایند تجاوزهای جنسی، جرایم جنسی، که از سوی رسانه ها و خبرگزاری ها نیز بعضاً با چاشنی دوچندانی اطلاع رسانی شده، منجر شده است که به قدری که باید مورد توجه باشد و ملاحظه شود، فبح تجاوز جنسی و اعمال جنسی نامشروع در جامعه کاهش یابد. کاهش قبح این اعمال طبیعتاً می تواند برابرا با افزایش روی آوری به این اعمال باشد. در این میان، تفاوتی نمی کند که شهروندان جوان و نوجوان و حتی بزرگسال کشورمان با اراده یا به زور به این اعمال گرایش یا واداشته شوند. آنچه اهمیت می یابد، افزایش آن است که امری دوچندان ناپسند است. این مساله در کنار گرایش فرهنگ ایرانی ما که از روی آوری به روابط جنسی همواره منع کرده و نهی می کند، به ویژه در نوجوانان و جوانان ما میل به این روابط را به واسطه محدودیت از یک سو و غلبه میل حنسی در این دوران از سوی دیگر و به ویژه در فضایی آکنده از نهی و منع از گرایش به آن افزایش می دهد. از انجا که این قسم از شهروندان ایرانی غالباً درک و تجربه ای از این روایط هم ندارند و در دوران بلوغ جنسی بوده و در حال کذار از این دوره سنی هستند، میل به انجام این اعمال بر ترس از نقض ارزش های اخلاقی و افرهنگی و خانوادگی برتری یافته و با جرات بیشتری به این وادی وارد می شوند. اگر این وضعیت اگر بزرگسالان ایرانی در این مسیر و در این حالت، چراغی بدست آنها ندهند، این نوجوانان و جوانان بی تجربه، ناخواسته به ورطه هایی وارد شده و در منجلاب هایی گرفتار شده که بازاجتماعی کردن و توانبخشی اجتماعی شان بعضاً به طول حیات آنها دوام خواهد یافت.

کلام آخر

سخن آخر در آموزش خلاصه می شود و آموزش. این آموزش و تربیت نیز مبتنی بر برنامه و راهبردی است که در فرجام کار، برای دختران و پسران مان رستگاری به همراه آورد. صرف تاکید بر اخلاق اسلامی وایرانی بدون بسترسازی لوازم و مقدمات تحقق آن و بدون آموزش معنا و مفاد آن نمی تواند محقق گردد.  شهروندان نوجوان و حوان ایرانی نیازمند در دسترس داشتن چراغی پرنور در مسسیر تاریک و پر پیچ و خم ارزش های اخلاقی و فرهنگی اند و اگر ما به عنوان بزرگسالان اعم والدین و مسئولین، این چراغ هدایت را به قدر کافی نور نبخشیم و این مسیر را به قدر حاجت روشن نکنیم، باید همواره شاهد اتفافات این چنین و افزایش جرایم این چنین از سوی شهروندان جوان و نوجوان خود که فرزندان و برادران و خواهران امروزی و پدران و مادران فرادیی ما خواهند بود، باشیم.