نگاهی جرم شناختی به

پدیده ظهور شبکه های زیرزمینی روسپیگری

                                          محمدجعفر ساعد

                                              دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی

کلام اول

به روایت برخی رسانه ها، «این روزها دیگر، کمتر کنار خیابان کلانشهرهایی همچون تهران، اصفهان و شیراز زنان خیابانی را می بینیم. نه اینکه نبینیم اما نسبت به گذشته، کمتر صحنه چانه زدن یک زن خیابانی با سرنشین یک خودرو سواری را کنار خیابان و بر سر قیمت مشاهده می کنیم. پس زنان و دختران خیابانی کجا رفته اند؟! آیا دست از این کار برداشته و اصلاح شده اند؟پاسخ منفی است! این روزها باید زنان خیابانی را در خانه های تیمی فساد جستجو کرد. این روزها، مردانی اکثراً موتورسوار به عنوان رابط در گوشه و کنار شهر و در نقاط پر تردد حضور دارند که مشتریان هرزگی باید برای دسترسی به زنان خیابانی، ابتدا با این رابط ها وارد مذاکره شوند...»

نوشتار حاضر بر تعبیر پایانی این خبر نظر دارد: «این روزها باید زنان خیابانی را در خانه های تیمی فساد جستجو کرد.» مشاهده می کنیم که با پدیده ای نوظهور مواجه هستیم. اگرچه این پدیده بی سابقه نیست و در گذشته های دور نیز هر از گاهی از این گروه ها مطلع شده و از فروپاشی آنها خبردار شده ایم اما این خانه های تیمی امروزی، رنگ و بویی دیگر دارند.

این خبر عاملی شد که نگارنده از منظر جرم شناسی ظهور این گروه های سامان یافته و روی آوری چشمگیر روسپیان به این شبکه های زیرزمینی را در بوته تحلیل قرار دهد.

جان کلام

روسپیگری جرم است و قوادی نیز جرم. این اعمال هم برای روسپی و هم برای قواد دارای کیفر است، اما همچنان با افزایش این اعمال مواجه هستیم. آیا قانون کیفری یا کیفر مقرر برای این اعمال ناکارآمد است یا علل مساله را در جای دیگر باید جستجو نمود؟

ü      علل افزایش روسپیگری و سنگینی فقر بر جسم روسپیان

در تاثیرگذاری فقر در امر روسپیگری و افزایش آن، سخن به گزاف نمی رانم و بقدر کافی در این خصوص قلم فرسایی شده است. آنچه که توجه نگارنده را به خود جلب کرده، گسترش قلمرو روسپیگری در چارچوب باندها و شبکه های جنسی است. یعنی گروه های شیکه ای و باندهای جنسی که تبلور . جلوه گروه های سازمان یافته جنایی داخلی (در مقابل گروه های سازمان افته فراملی) است. همانطور که جامعه به پیش می رود و با کشف و خلق رهگذرهای نوین برای برون رفت از معضلات انسانی، عده ای هم با همین سرعت مسیرهای سلبی در جهت رفع موانع ارتکاب جرایم و دستیابی به خواسته ای ناقض قانون شان را طی می کنند. انگار این اصل تضاد (هم سازی قطب مثبت و منفی، خیر و شر، یین و یانگ) در همه حال بر فضای حیاتی بشر دامن گستر شده است.

ü      علت شناسی ظهور پدیده شبکه های زیرزمینی روسپیگری

جدای از افزایش آمار روسپیگری، پدیده نوظهور شبکه های زیرزمینی در وهله نخست حکایت از تغییر شکل اجرایی روسپیگری دارد. به این نحو که در کنار شکل سنتی آن، امروزه با گونه ای نوین مواجه هستیم که شکل گروهی دارد و یک شخص، آقای رئیس، این باند و گروه را هدایت می کند. در حقیقت، پدیده روسپیگری در جامعه ما نه تنها کاهش نیافته بلکه با افزایش هم رو برو بوده است و یکی از علل بارز افزایش این واقعه، ظهور شبکه های زیرزمینی روسپیگری است. اما دلیل اثباتی این داعیه چیست؟ وانگهی، اساساً علت روی آوری به این شیوه نوین که علتی برای افزایش روسپیگری هم شده، چیست؟

دیگر بسان گذشته روسپی زن کمتر در مکان های خاص به انتظار مشتری خود می ایستد، بلکه این بار مردان موتور سورا هستند که این رسالت مهم را به عهده دارند. پس می بینیم، که جایگاه زن خیابانی، به مرد خیابانی عوض شده است و این مساله، هم از باب انگشت نما نشدن زن روسپی به او یاری می رساند و هم تداوم کارش را در خفا و پنهان تضمین کرده و هم نسبتاً آسودگی خیال را از منظر عدم حضور در خیابان و ترس از شناسایی شدن اش برایش به همراه می آورد.

دیگر چانه زن قیمت این رابطه ناموزون و فیزیکی، زن روسپیگر نیست بلکه مرد پاسبان روسپی است که چانه می چرخاند و چانه می زند. پس، زن چانه زن، جای خود را به مرد چانه زن داده است. با این کار، مشکلی دیگر از دوش زن درمانده برداشته می شود و کارش و شغلش را با سهولت بیشتری انجام می دهد.

دیگر باب تلفن های مکرر از سوی اشخاص مکرر به حداقل می رسد و زن روسپی تنها با مرد یا چند مرد پاسیان خویش در ارتباط است و لاغیر. لذا، مزاحمت تلفنی به حداقل می رسد و شک خانواده و خویشاوندان به کمترین حد خود.

دیگر روسپیان از نبود امنیت جسمانی و مالی هراسی ندارند و بدون دغدغه به این کار مشغول اند. در گذشته، از آنها و موقعیتی که داشتند سوءاستفاده می شد و در هر رابطه ای، همواره ترس از جان و ایراد آسیب احتمالی بدنی از سوی مشتری داشتند و همیشه از این دغدغه رنج می بردند که مبادا در پایان کار، حق استفاده از جسم او به او پرداخته نشود. دیگر از این نبود امنیت، خبری نیست. آقای رئیس، بر کار آنها نظارت دارد و مشتریانی که دست از پا خطا کنند با پاسخ و واکنش آقای رئیس مواجه می شوند.

با این حال، موارد مزبور تنها سطح و پوسته این مشکل است و تنها در ظاهر مساله است که روسپیان در امنیت اند. چراکه این امنیت ظاهری، عواقبی هم برای آنها دارد که امنیت ظاهری فعلی را کم رنگ و کم رنگ تر کرده و نبود امنیت پیشینی را پررنگ و پررنگ تر؛ گویی تنها شکل عدم امنیت عوض شده و همچنان روسپیان در بی امنیتی بسر می برند. در گذشته، مشتریان بودند که امنیت جانی و مالی روسپیان را به خطر می انداختند و امروز در فعالیت در قالب شبکه های زیرزمینی، آقای رئیس. به واقع، تنها بازیگران این نیود امنیت عوض شده است و نبود امنیت تنها در ظاهر امر است که منتفی شده است. به تعبیری دیگر، اگرچه روسپیان در فضای عملکرد آقای رئیس در امان هستند اما از خود ایشان در امان نیستند. آقای رئیس که بیشتر شخص سابقه دار و مجرم خطرناک است، با سوءاستفاده از وضعیت نابسامان روسپی ها، سود بی زحمتی به جیب می زند. در این راستا، برخی از روسپیان را به زور وارد شبکه خود می کند و در صورت عدم تمایل به ادامه همکاری آنها را تهدید به مرگ نیز می کند. تاجایی که روسپیان رهگذری برای قطع همکاری ندارند. و به علاوه، با علم و اطلاع از پنهان کاری روسپیان و عدم پشتیبان خانوادگی و خویشاوندی، این مساله را دستاویزی برای ادامه همکاری کرده و هر روز از آنها بهره جسته و سود گردمی آورند.

کلام آخر

روسپیگری جرم است و قوادی نیز جرم اما درصد روسپیگری رو به فزونی است و میزان و میل به قوادی هم روزافزون! به نظر می رسد که مساله از مقوله حسابگری گذشته است و تلاش برای تامین معاش و تنازع بقا، رهگذری برای برخی از اشخاص بدون بند پول و پارتی یاقی نگذاشته است؛ چنان که کیفرهای مقرر عاملی بازدارنده برای آنها محسوب نمی شود و دیگر جرم انگاری این مساله، برای آنها و بر آنان اثری ندارد. گویی که میان اهم و مهم، روی بر اهم آورده و جرم انگاری و به واقع دوری از این واقعه برای آنان، اهم نیست بلکه تامین معاش روزانه خود است که مقوله ای مهم تر بر رعایت قانون برای آنها به شمار می آید.