کلاهبرداری چند ملیتی؛ بازار داغ مجرمین

نگاهی جرم شناختی و جامعه شناختی

                                                      محمدجعفر ساعد

                                                دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی

کلام اول

يك ايراني و چهار تبعه آفريقايي با فروختن دلارهاي سياه از مردم كلاهبرداري مي‌كردند. به روایت رسانه ها، روزهاي پاياني هفته گذشته مرد طلافروشي با حضور در اداره پليس مهاجرت و اتباع خارجي ناجا اطلاع داد كه يك مرد ايراني و چند تبعه آفريقايي با فروختن دلارهاي سياه به مردم، از آنها كلاهبرداري مي‌كنند.

از سوی دیگر، رييس پليس فضاي توليد و تبادل اطلاعات فرماندهي انتظامي آذربايجان شرقي از دستگيري كلاهبردار  بين المللي در فضاي اينترنت خبر داد. وی با اشاره به دريافت گزارشي مبني بر فعاليت فرد يا افرادي كه در خارج از كشور با شگرد خاص و از طريق ارسال ايميل با شهروندان ايراني ارتباط برقرار كرده و از آنان كلاهبرداري مي كنند گفت: با ثبت اين گزارش موضوع در دستور كار ماموران پليس فتا قرار گرفت. وي با بيان اينكه اين فرد با ارسال ايميلي بدين محتوا كه شما (شهروندان ايراني) برنده جايزه بزرگ نقدي شدهاند و براي دريافت مبلغ بايد هزينه پست را به دلار به حساب بانكي واريز كنند، گفت: تحقيقات ماموران پليس فتا براي شناسايي اين كلاهبردار آغاز و سرانجام اين فرد كه اهل گينه بود در تبريز شناسايي و دستگير شد.

جان کلام

از کلاهبرداری های رایج در جامعه ایرانی و از سوی شهروند ایرانی که بگذریم، چند روزی است که شاهد «کلاهبرداری های چند ملیتی» در کشور هستیم که بعضاً آورده جدید ایرانیان خارج رفته ماست! به واقع در کنار کلاهبرداری های ایرانی باید بابی به نام «کلاهبرداری های چند ملیتی» هم بگشاییم که در آنها تعدادی ایرانی و خارجی با هم تبانی کرده و به دنبال به جیب زدن پول و اموال ایرانیان درمانده ای هستند که همچنان در این عصر نخستین از هزاره سوم بشری مسیحی هم همچنان مبهوت خارجیان اند و چشم منفعت خواهی به دستان خشک آنان دارند. نمی دانیم که چه مرضی است دامنگیر پاره ای از ما ایرانیان شده است؟!

کلاهبرداری چند ملیتی را باید در دو گروه بررسی کرد: گاهی یک ایرانی در میان بزهکاران است و یک ایرانی یا چند ایرانی، قربانی این شیوه کلاهبرداری و گاهی هم مجرمین به تمام از یک ملیت یا چند ملیت اند و قربانی، یک یا چند ایرانی. پس، در یک حالت، رابطه مجرمین ایرانی-خارجی و قربانیان ایرانی ترسیم پذیر است و در حالتی دیگر رابطه مجرمین خارجی و قربانیان ایرانی.

از این دسته بندی که بگذریم، به نظر شما علت این دست کلاهبرداری های نوین چیست و منشا آن از کجا برمی خیزد؟ چگونه است که یک یا چند ایرانی، با چند آفریقایی دست در پنجه می کنند تا مال و اموال ایرانیان را به جیب بزنند و هیچ عرق ملی و احساس گناهی حتی یک آن در او اثرگذار نباشد؟ این آفریفاییان چگونه اند و این ایرانیان همدست چگونه؟ وانگهی، چگونه است که یک شهروند گینه ایی می تواند با ارسال پیام های متقلبانه اینترنتی، ایرانیان را اغفال کند و این ایرانیان چگونه اند که فریب اینگونه فریب ها را می خورند؟ براستی علت چیست و علل کدامند؟

از مادی گرایی تا انسانیت محوری

گویا طوق مادی گرایی بر اندیشه ما ایرانیان هم آویز شده و ما را در بزم نامراد خویش، دعوتی ناخوانده کرده و به زبان پنبه، گردن اندیشه ما را زیر تیغ و یوغ خود برده است. خاطر کسب منفعت و فکر سودجویی چنان که دنیای انسانی را در خود فرو برده، جامعه ایرانی را نیز آرام آرام به سمت خود مایل ساخته و طی چند دهه اخیر، به این میل و رغبت، شتاب دوچندان بخشیده است؛ به گونه ای که عرق ملی و ملیت خواهی به کنار گذاشته شده است و اندیشه پرکردن جیب مبارک خود بر آرمان ملیت خواهی او برتری یافته است.

حتی اگر نظر پاره ای از جهانیان و اندیشمندان را پذیرفت که دیگر عصر مرزبندی بشر و گرایش به ملیت خواهی و تحدید حدود میان انسان ها نیست و به پایان رسیده است، با مساله «انسانیت محوری» چگونه باید برخورد کرد؟ آری، هزاره سوم بشری دیگر با مرزبندی ملیتی چندان سنخیت ندارد، اما ارتکاب این چنین اعمالی را از منظر انسان محوری چگونه می توان توجیه کرد. انسان بشری و ایرانی امروزی در دام مادی گرایی گرفتار آمده است و خود در نمی یابد که در چه بندی است. این اندیشه چنان غالب گشته است که دیگر، هم نوع ایرانی ما برای ما نه ایرانی برشمرده می شود و نه هم نوعی هم کیش و آیینِ انسانی. از این روست که بی محابا دل به پول می سپارد و شهروندی خارجی را به کمک می طلبد تا از قبل وضعیت او بر شخصیت شهروندان خویش تاثیر گذارد و بدان سان، جیب های بعضاً خالی آنها را از فریب سرشار کرده و از پول، ندار.

از ساده باوری تا احساسی اندیشی

همواره داعیه بر این است که شرقیان می توانند در قطب جنوب به خود اسکیموها هم یخ بفروشند. پس چگونه است که با ارسال پیامی تحریک آمیز، این شرقیان ایرانی دل به دریا می زنند و خود را  به باد کلک می سپارند و کاشانه خود را به امواج تاراج؟ آیا ما ایرانیان، «ساده» ایم و «ساده باور»؟ تاریخ و پیشینه فرهنگ و تمدنی ایرانیان سخن از چیز دیگری دارد. ما ایرانیان، «ساده» ایم یا که نه، «احساسی» هستیم؟

احساسی اندیشیدن و رفتار کردن، نفس ما ایرانیان را بریده است. دستی باید تا که شاید این بند احساس از هم گسلد و خردورزی جامه عمل بر خود بپوشاند. تاریخ ما ایرانیان آکنده است از روایات و وقایعی که احساس ما گوی سبقت از خرد ما ربوده و بند این رهگذر را چنان دوام بخشیده که تاکنون استمرار یافته و گویا نمی خواهد روزی و روزگاری به فرجام نامبارکش نایل آید. آری! ما ایرانیان، نه ساده ایم و ساده باور و نه بی خردیم و ناخردمند. بلکه در این میانه، بیش از آنکه بر بنای خردورزی ره به سویی باز کنیم، احساس پیشی گرفته ما داد سخن برمی آورد و منطق خردمندانه ما را به گوشه عزلت سوق می دهد.

از خیال پردازی تا واقعیت انگاری

 قدری بیندیشیم و لختی خاطر خویش را به خرد بسپاریم که چگونه است یک شخص به ناگاه هزاران دلار برنده یک لاتاری می شود و بدون هیچ مساله می خواهند این مبلغ را تقدیم او کنند؟ اساساً هدف و غایت این لاتاری که بدون هیچ چشمداشتی ما را برنده اعلام می کند و به ظاهر می خواهد به ما مبلغی هنگفت هدیه کند، چیست؟ کدام انسان امروزی است که بی دلیل مایل است این مبلغ کلان را بی هیچ معوضی به ما تحویل دهد؟

اگر اندکی واقع بینانه به این مساله بنگریم، می بینیم که پاسخی منطقی برای آنها نمی یابیم. اما اگر رویاپردازانه به آن بنگریم چگونه؟ به نظر می رسد که می توان به پاسخی رسید و آن پاسخ مثبت به این مساله است. هوای خام خیال خاطر که با رویا تغذیه می کند، وقوع چنین اتفاقی خیالی، خاطرش را تسکین می دهد و به ندای خفته خیال های چندین ساله اش جواب می دهد و اینگونه است که چنین مجرمانی تیزهوش و روان سنج به سراغ اینان می آیند و آنچه که نشاید و نباید را به منصه ظهور می رسانند.

 تا زمانی که برخی از ما ایرانیان، جامه خیال پردازی را از سر بدر نکینم، دوباره و دوباره گرفتار دام های رنگینی این چنین خواهیم شد.

 کلام آخر

باید اذعان داشت که مادی گرایی، احساسی اندیشی و خیال پردازی برخی از ما ایرانیان خود از علت و علل دیگری نشات می گیرد و مجالی دیگر می طلبد که نه در صلاحیت علمی نگارنده است و نه در حد بررسی یک نفری. با این حال، مادی گرایی ما منجر به خلق هر روزه شیوه های نوین کلاهبرداری از خود (ایرانیان) و دیگران (خارجیان) و به تبع آن، قربانی شیوه های جدید کلاهبرداری خود (ایرانیان) و دیگران(خارجیان) می شود و در این زمینه، احساسی اندیشی و خیال پردازی پاره ای از ما به این مساله دامن زده و بیشتر و بیشتر هم ما را در این منجلاب گرفتار می کند و هم کلاهبرداران را به روی آوری به این دست جرایم ترغیب و تشویق می کند.